تبليغاتX
آیینه کاغذی

...چه کسی است که بتواند چکاوک را از خواندن باز دارد؟

درباره وبلاگ
می بینی ؟
کار من این شده است که بیایم به اتاقم هر شام و به خاموشی خورشیدی دیگر کلماتی دیگر گریه کنم...
گاه با خود می گویم لوح پیشانی ما مهر که را خورده ؟ خدا یا شیطان...؟
پیوندها
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
پستی برای وبلاگ
سلام...

نمی دونم کی بود...بذار کمی فکر کنم...

یادمه...

اما نمی دونم چرا...

اومدم سراغت...

درستت کردم...

گذاشتم بزرگترین اتفاق زندگیم اینجا رخ بده...

حالا بگو چی داری بهم بدی...

پر از غصه ام...

 نوشته شده توسط مهرناز |  
من برگشتم! با روی سیاه...
اصلا به روی خودتون نیارین که قرار بود ۲تا پست جدبد بذارم!!!!

اون قدر نیومدم که یادم رفت...

شرم سار ابدی!!!!

 نوشته شده توسط مهرناز |  
من از مراسم تدفین ترم 4 می آیم...
سلام!

سلااااااااااااااااااااااام!

دلم خواست داد بزنم!

داشتم خفه می شدم!

من تا یکی دو روز آینده ۲ تا پست اینجا خواهم نهاد!

الآن اومدم جهت ابراز وجود

حالم بده و خیلی مریضم...!

منم که شورش رو درآوردم!

تپ تپ مریض می شم...

فقط ۲ بار توی امتاحانا کله پا شدم... اگه ۲هفته ی فرجه رو حساب نکنیم!!!!

خدایا یا سلامتی بده یا ورمون دار از رو زمین...ببر تو هوا...!

اه اه !!!!

coming soooooon

 نوشته شده توسط مهرناز |  
مرده شور امتحان ها را خواهد شست روزی!!!!
 

سلام به همه دوستای گلم!

هر چند همگان می دونن من خر خونی نمی کنم اما برای بقای کیان خانواده و روابط مادر و فرزندی ایشالا از ۱۰ تیر که امتحانا تموم شه برمی گردم

تا اون موقع مواظب خودتون باشید زیادم شیطونی نکنین!!!

 نوشته شده توسط مهرناز |  
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

 این روزها آفتاب تا مغز استخوان آدم را می سوزاند....

اما من که... من حوا هستم!!!!!!

 نوشته شده توسط مهرناز |  
اشک... امانم.... نمی دهد...
 

 

کاش  می شد سیل اشکم را اینجا بچسبانم...

آینه ام کاغذی است... می ترسم...

همه چیز خمیر می شود...

 نوشته شده توسط مهرناز |  
آسمون پر ابرای سیاهه...

 

یه روز سیاه یه روز سپید یه روز زرد...

یه روز غروب غم گرفته ی سرد...

یه روز برای تو که شاعرانه اس...

یه روز برای من که بی ترانه اس...

یه روز تویی روزی که شب نمی شه...

یه روز منم ابری تر از همیشه...

یه روز منم اسیر خاک تبعید...

یه روز تویی اون ور خواب خورشید...

-------------------------------------

تو چشم من تویی که آسمونی...

تو خواب من تویی که مهربونی...

تویی که واژه واژه دل نشینی...

هنوز عزیز ......هنوز.......عزیز ترینی....

هنوز به یاد تو ... به یاد خونه...

گل می کنن شعرای عاشقونه....

هنوز به یاذ تو بهار... بهاره....

هنوز صدا(م) عطر صداتو داره...

------------------------------------

یه روز سیاه یه روز سپید یه روز زرد...

یه روز غروب غم گرفته ی سرد...

یه روز برای تو که شاعرانه اس...

یه روز برای من که بی ترانه اس...

یه روز تویی روزی که شب نمی شه...

یه روز منم ابری تر از همیشه...

یه روز منم اسیر خاک تبعید...

یه روز تویی اون ور خواب خورشید...

 نوشته شده توسط مهرناز |  
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by kaghazpaareh.Blogfa.com